پان ترکیسم از منظر تحولات منطقه ای

فصل سوم پان ترکیسم از منظر تحولات منطقه¬ای مقدمه پان ترکیسم به عنوان یک جریان سیاسی از همان آغاز فعالیت، نقش مهمی در تحولات مناطق مختلف ایفا کرده است. به بیان دیگر جنبش¬های قوم گرایانه با محوریت اقوام و قبایل ترک، بارها زمینه¬ساز رویدادهای مهمی بوده است که در شکل دادن به نقشه سیاسی آن بخش از زمین تاثیر داشته است. البته باید توجه داشت که ما در این فصل صرفا به وقایعی خواهیم پرداخت که در محدوده بخشی از کره خاکی محصور شده است. نیاز به تذکر نیست که تمامی این رویدادها دارای ابعادی جهانی نیز بوده و شاید در آینده کوتاه مدت یا بلندمدت بتواند بر روابط میان بسیاری از کشورهای جهان اثر بگذارد. اما مسئله¬ای که ما در این فصل در پی آن هستیم، این است که یک جریان سیاسی و فعالیت¬های اعضای آن در رابطه میان واحدهای سیاسی همسایه و مجاور یکدیگر چه تاثیری دارد. بنابراین محوریت مباحث فصل پیش رو معطوف به مناطقی خواهد بود که دارای اقلیت¬ها یا اکثریت¬های قومی ترک هستند. در این راستا باید پیش از ورود به بحث باید این مناطق را شناسایی و معرفی نماییم. پیش از این به تاریخچه اقوام ترک اشاراتی شده بود. بر اساس همین مقدمه شاید بتوانیم این مناطق را به چهار بخش عمده تقسیم کنیم. ترکیه و آناتولی نخستین منطقه¬ای خواهد بود که به بررسی آن خواهیم پرداخت. پس از آن به سراغ قفقاز جنوبی خواهیم رفت. منطقه¬ای که اگرچه تنها دو کشور آذربایجان و ارمنستان را در بر می¬گیرد، اما یکی از بحرانی¬ترین مناطقی است که از جریانات پان تورک تاثیر پذیرفته است. سومین منطقه¬ای که در تاریخ خود شاهد رویدادهای منبعث از ادعاهای قومیتی ترکها بوده است، قفقاز شمالی است. این منطقه شامل برخی از جمهوری¬های خود مختار روسیه و گرجستان بوده و دارای پیچیدگی¬های خاص خود است. چهارمین و آخرین منطقه مورد بحث در این فصل نیز آسیای میانه است. منطقه¬ای که از جنوب به افغانستان و ایران و از شرق به چین محدود شده و روسیه و دریای خزر نیز مرزهای غربی و شمالی آن را تشکیل می دهند. شایان ذکر است که فصل حاضر به چهار بخش تقسیم خواهد شد که این مناطق را مورد بررسی قرار خواهد داد. البته در این مسیر کار را با معرفی کوتاهی از ساختار قومی- اجتماعی این مناطق ارائه نموده و تاریخچه فعالیت¬های قومی-سیاسی نیز مورد بازخوانی قرار خواهد گرفت و در نهایت وضعیت امروز آن منطقه مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.   ترکیه و آناتولی آناتولی (ازیونانی: ανατολή،"برآمدنخورشید"،"شرق") نامتاریخیبخشباختریترکیهاست. پارهخاوریترکیهاززمانرومیان"آسیایصغیر"یاآسیایکوچکگفتهشده‌است. درآغازاینواژهتنهابهآناتولیغربیگفتهمی‌شدواصطلاحآناتولیبهعنواناسمیکاستانهنگامتجدیدتقسیماتاستان‌هادردورهتنظیماتاواسطسده ۱۹ ازبینرفتوازاینتاریخبهبعدآناتولیدراصطلاحجغراقیاییبهتمامشبهجزیرهگفتهمی‌شد،کموبیشتاخطترابزون،ارزنجان،بیرجیکواسکندرونکهاکنونبخشبزرگآنپاره‌ایازترکیه‌است. نامشناسی آناتولیواژهیونانیآناتولبهمعنیشرقیاطلوعآفتاباست .مرجعایننامگذاریدرطولتاریخمتغیربوده‌است. شایددراصلتنهابراینامیدنمستعمراتایونیاندرساحلآسیایصغیرکاربردداشته‌است. درامپراتوریبیزانسنیزآناتولیکابهبخش‌هایمیانیوغربیترکیهامروزیگفتهمی‌شده‌است. تاریخآسیایکوچک اینمنطقهاززمانغلبهکورشبزرگبرپادشاهلیدیتاآمدناسکندر،هموارهبخشیازشاهنشاهیایرانهخامنشیبود.درسال ۱۹۶ پسازمیلادامپراتوریرومبراینسرزمینتسلطیافت. درسال ۳۹۵ میلادیباتجزیهٔدولترومبهدوامپراتوریرومشرقیوامپراتوریرومغربی،سرزمینیکهشاملترکیهکنونیاستقسمتیازرومشرقییابیزانسگردید. پایتختایندولتشهربیزانسبود. کهدرزمانکنستانتینامپراتورروموبارسمیتیافتنمذهبمسیحتغییرنامیافتوبه"کُنستانتینوپولیس"نامورشد. اماترکانمهاجرکهآرامآرامواردشبهجزیرهٔآناتولیشدهبودندتوانستندپسازدوقرنباقدرتتماماینسرزمینراازآنخودکنندتاسرانجامسپاهیانمحمددومدرسال ۱۴۵۳ شهرمسیحی"کنستانتینوپولیس"راگشودندوبهعمررومشرقیدراینمنطقهپایاندادند. بر اساس این مرور کوتاه تاریخی به سادگی در می یابیم که این منطقه یا جهان اصولا از آغاز نه مسلمان بوده و نه تحت تملک اقوام ترک بوده است. حضور ایرانیان باستان و سپس رومیان بیانگر عدم اصالت رویکرد قومیتی پان ترکیسم در آناتولی است. حتی ادعای برخی از ترک ها مبنی بر ریشه نام آناتولی در زبان ترکی (برگرفته از ترکیب آنا+دیلی، یعنی زبان مادری) نیز کاملا تکذیب می¬گردد. حتی در بررسی زبان های منطقه آناتولی نیز به یک یافته جالب می¬رسیم. زبان¬های باستانی این منطقه، همگی از زبان¬های هندو اروپایی بوده و تمامی آنها منقرض شده¬اند. این زبان¬ها عبارتند از زبانهیتی، زبانلووی،زبانلیکیه‌ای،زبانپالائی،زبانکاریایی وزبانلیدیایی؛ که بسیاری از آنها با زبانهای سومری و مادی شباهت داشتند. تاریخ آناتولی اما روند تحولات آناتولی با قدرت یافتن عثمانی کاملا تغییر نمود. پادشاهانامپراتوریعثمانیهموارهسیاستپان‌ترکیسمرادنبالمی‌کردندوتشکیلیکحکومتترکبزرگازغربآناتولیتادشتترکستانچینکههمهاقوامترکزبانراشاملشودوتحتحمایتورهبریترکیهعثمانیباشدرادرسرمی‌پروراندند.این جریان فکری بیشتر ریشه در وضعیت داخلی این امپراطوری دارد. تشکیل یک امپراطوری اسلامی در منطقه ای مملو از تنوع قومی و زبانی، آن هم در بدترین وضعیت اقتصادی منطقه آناتولی و شام و شبه جزیره عربستان سبب شده بود تا امپراطوری عثمانی مسیر سقوط را به سرعت بپیماید. تضعیف این امپراطوری باعث شد تا سردمداران آن به فکر منابعی جدید برای تعریف هویت باشند. در نتیجه زبان ترکی پادشاهان این سلسله ی در حال سقوط به عنوان مبنای تعریف هویت مردم منطقه برگزیده شد. اما این مولفه نمی توانست به صورت کامل باعث همگرایی میان مردم آن امپراطوری شود. این مردم که درآغاز تحت لوای اسلام و در مقابله با امپراطوری روم متحد شده بودند، هنوز دین مشترکی داشتند. اما زبان و قومیت آنها در طول سالهای حکومت عثمانی تغییر نکرده بود. وجود تعداد بسیاری از اقوام کرد، آشوری و عرب و حتی یونانی در آناتولی موجب می شد تا بسیاری از ساکنان این منطقه این هویت جدید ساختگی را نمی پذیرفتند. نتیجه این مقاومت اقوام غیر ترک زبان منطقه چیزی جز افزایش خشونت نبود. پادشاهان امپراطوری عثمانی و پس از آن سردمداران ترکیه امروزی با افزایش فشار بر دیگر اقوام سعی بر پاکسازی این منطقه بودند. فشارها به اقلیت ها به قدری شدت یافت که کوچ اجباری اقوام و یا کشتار بسیاری از آنها را سبب می شد. در مورد جنایات عثمانی و ترکیه کنونی باید توجه داشت که مهمترین جنایان به قتل عام ارامنه و کردها اختصاص دارد. برابراسنادومدارکتاریخی،پیشازآغازجنگجهانیاول (1914 میلادی) حدود 2.5 میلیونارمنیدرقلمروامپراتوریعثمانیدرشرایطیاسفناکزندگیمی‌کردند. روزینبودکهدرهرشهروآبادیارمنی‌نشینچندنفریبهدستترک‌هاکشتهنشوند؛حتیکردهاکهقبایلیچادر‌نشینبوندهرازگاهیازکوهپایینمی‌آمدندوپسازقتلوغارتروستاهایارمنی‌نشینباردیگربهکوه‌هابازمی‌گشتند. درچنیناوضاعواحوالیکهکردهاوترک‌هایاطرافروستاهایارمنیانمسلحبودندودولتنیزهرروزآنهارامسلح‌ترمی‌ساختبهارمنیاناجازهنگهداریاسلحهبرایدفاعدربرابرمتجاوزانکردوترکدادهنمی‌شد. هنوزکشتارهایجمعیآغازنشدهبوداماکشتارهایپراکندهوپی‌درپیارمنیانترسووحشتیرادردل‌هابهوجودآوردهبود. دولت‌هایاروپاییبارهابهسلطانترکتذکردادهبودند،تذکراتیکههیچ‌گاهازحدحرفتجاوزنمی‌کردوسلطانترکنیزهربارقولاصلاحاتمی‌دادولیزماناصلاحاتیکهاز 40 سالپیشوعدهدادشدهبودهیچ‌گاهفرانمی‌رسید. کشتارهایمحدودوپراکندهارمنیانسرانجامدر 1894 میلادیابعادوسیعییافتوشکلقطعیوکاملیککشتاردستهجمعیرابهخودگرفتودرسرتاسرآناتولیگسترشیافت. شمارقربانیانناگهانبهمرزبی‌سابقه‌ایرسیدوقتل‌عامارمنیانعمومیتیافتوبهسرعتازمنطقه‌ایبهمنطقه‌دیگرسرایتکرد. درپیمداخله‌قدرت‌هایاروپاییبرایپایاندادنبهکشتارارمنیان،سلطانترکباحیله‌گریخاصخوداجرایطرحیاصلاحیرابهاطلاعدولاروپاییرسانداماکشتارهانهتنهاپایاننیافتبلکهشدتوسرعتبیشتریگرفت. قتلعامارمنیانطیسال‌های 1894-1896 میلادیساکنانارمنیآناتولی (قسمت‌هایشرقیترکیه)،ترابوزان،ارزنجان،بیتلیس،وان،ماراش،اورفا،بابیورت،ساسون،دیاربکر،موش،ارزروم،آداناو... رایکیپسازدیگریبهکاممرگفرستاد. درایندورهحدود 300 هزارارمنیبهطرزفجیعیسلاخیشدند؛ازجملهجنایت‌هایعثمانی‌هادراینمقطعمی‌توان 28 دسامبر 1895 میلادیدراورفارانامبرد. دراینواقعهبیشاز 2500 زن،مردوکودکارمنیکهازترسجانخودبهداخلکلیساپناهبردهبودندباآتشکشیدنکلیسابهدستماموراندولتعثمانیزندهزندهسوزاندهشدند. احزابوگروه‌هایگوناگونارمنیکهازسیاست‌هایخشنوکشتارهایسلطانعبدالحمیدبهتنگآمدهبودندبهکمکگروه‌هایانقلابیترک،معروفبهترک‌هایجوان،شتافتند. ترکانجوانکهکمیته‌ایبهنامکمیتهاتحادوترقیتشکیلدادهبودندوعلیهسلطانعبدالحمیدمبارزهمی‌کردندسرانجامدر 1908 میلادیطیکودتاییسلطانرابهپذیرشمشروطیتوتشکیلمجلسملیواداشتندوخودراسازماماموررادردستگرفتند. یکسالبعد (1909میلادی) سلطاندستبهضدکودتاییزدومدتینیزموفقشدتابراوضاعمسلطشوداماباردیگرترک‌هایجوانزماماموررادستگرفتندواینبارسلطانعبدالحمیدبرایهمیشهازسلطنتخلعشد. زمانیکهارمنیانمی‌پنداشتندبابرکناریسلطانعبدالحمیدهمهبدبختی‌هاودورانترسووحشتبهپایانرسیدهناگهانیکباردیگردر 1909 میلادیسیمایخشونتبرآنانظاهرشد. اینبارصحنهکشتارشهرآدانابودکهقریببه 30 هزارتنازارمنیانآنقربانیشدند. شیوهکشتاروجنایتکاملاشبیهبهمواردقبلیبود؛تیراندازی،تجاوزبهزنانارمنی،همکارینیروهایمنظمارتشباجنایتکارانوغارتگراندرکشتارودرپایانبازهمهیچکسبهجرمآدم‌کشی،غارتوآتش‌سوزیمحاکمهومجازاتنشد. اینکشتاربازتابگسترده‌ایدراروپاداشتولطمهشدیدیبهحیثیتسلطانواردآوردوالقابیمانندسلطانسرخ،هیولایایلدیزو ... بهاودادهشد؛سیاستمدارانوروشنفکراناروپانیزکشتارارمنیانعثمانیرابهشدتمحکومکردند . درتابستانسال 1914 دنیادرآتشجنگجهانیاولشعلهورشد.بموازاتدرگیرىدرسایرنقاطبینمتفقین (روسیهوانگلیسوفرانسه)واتحادیه (آلمانوعثمانىواتریشوهنگرى) جنگهائىبینقواىروسوعثمانىنیزدرگرفت.ازآنجملهدرقفقازبیننیروهاىترکبفرماندهىانورپاشاوزیرجنگوقواىروسدرمنطقه"سارىقمیش" جنگىواقعشدوعثمانىهاشکستهولناکىخوردند.عثمانى-هایکىازدلائلناکامىخوددرجنگسارىقمیشراهمدلىارامنهباروسهاوعملکردنبعنوانستونپنجممی¬دانستند. لذامسالهارامنهبراىترکهاىجواننگرانکنندهترشدهوبعدامنیتخارجىنیزپیداکرد.شعلهورشدنجنگبراىدولتوقتترکیهفرصتمناسبیایجادکردتامسالهارامنهرابرایهمیشهحلکند. کاریکههیچکدامازسلاطینقبلیعثمانیوبویژهسلطانعبدالحمیدموفقبهانجامآننشدهبودندیابهتربگوئیمفرصتآنرابدستنیاوردهبودند. ترکهابرایاجرایسیاستارمنی زدایی،ابتدامردانبین 15 تا 50 سالهرابهبهانهبردنبهجبهههاینبردبهارتشفراخواندند. همچنیندستورصادرشدهرکسکهاسلحهداردبایدبهارتشتحویلدهدودولتهرآنچهکهممکناستدرخلالجنگمورداحتیاجارتشقرارگیردنظیرلباس،قاطر،غذاوغیرهراضبطخواهندنمود. ولیبنابهادعایارامنهظاهرادولتفقطاموالارامنهرابهنفعارتشضبطمینمود. سرانجامدرروز 24 آوریل 1915 بدستوردولتعثمانیحدود 300 نفرازرهبرانوبزرگانارمنی،روحانیون،نویسندگانوسیاستمدارانارمنیدستگیرشدهوهمگیآنهابجزاسقفیبهنامکومیتاسکهموسیقیدانبزرگیهمبوداعدامکردند.ایناسقفنیزهوشوحواسخودرادراثرآنچهکهدیدهوبراوگذشتهبود،ازدستداد. اینسرآغازقتلعامبود. درهمانروزحدود 5000 نفرازارامنهاستانبولدرکوچه-هاومنازلشانبقتلرسیدند . ازفردایآنروز،بموجبفرمانموقت "انتقالواسکانمجدد" عساکرعثمانیبهشهرهاوروستاهایارمنینشینرفتهوآنهارابهاینبهانهکهدرمنطقهجنگیقراردارندوبایدبهجاهایامنکوچدادهشوند،ازخانه¬هایشانبیرونکشیدند. البتهایناقداماتدولتاستانبول؛باواردکردناتهاماتىازقبیلجاسوسى؛خیانتوجدائىطلبىبهبسیارىازارامنهتوامبود.درتبلیغاتوزارتجنگترکیهنیزکوششمی¬شدارامنه "تهدیدىبراىامنیتملى" معرفىشوند. آناندستههایارمنیراکهبیشترآنهارازنان،کودکانوسالخوردگانتشکیلمیدادند،بصورتکاروانهاییبطرفتبعیدگاهروانهمیساختند. تبعیدگاهیکهبرایآناندرنظرگرفتهشدهبود،صحرایمرکزیسوریهواقعدرمنطقهدرالزوردرنزدیکیشهرحلببود.شماريازسربازانوافسرانشريکدراينقتلعامبعدتربخشيازارتشآزادي¬بخشمصطفيکمال (آتاتورک) شدندهمينامرباعثشدهکهدولتترکيهدرطول 80 سالموجوديتخودقتلعامارمنيهاتوسطارتشعثمانيرانپذيردتامجبوربهقبولپيامدهاياخلاقيوحقوقيآننباشد. در 24 ماهمه 1915 دولمتفقیعنىبریتانیا؛فرانسهوروسیهدراعلامیهمشترکىخطاببهبابعالى؛ضمناشارهبهاخبارنگرانکنندهازکشتارارامنهمقاماتدولتعثمانىرامسئولدانستند. پس از پایان جنگ نیز متفقین پیگیر محاکمه عاملان این قتل عام بودند. اماازانجاکهسیاستانگلیسبعدازجنگتغییرکردهبودومبتنىبرروىکارآوردنگروهىازنظامیانازترکهاىجوانبهرهبرىمصطفىکمالپاشابوددیگربهترکیهبعنوانیکدشمننمینگریستندونمیخواستندکهآنانراتضعیفکنند. برایناساس 12 تنازمتهمانکشتارارامنهراکهاکثراازوزراىسابقبودندبهمدرسهند (چناىفعلى)وبقیهمتهماندستگیرشدهرابهجزیرهمالتدرمدیترانهانتقالدادند.بعدهاانگلیسىهااینترکهاىمتهمرادرچندمرحلهبااسراىباقیماندهانگلیسىکههنوزدراردوگاههاىترکیهبودندمبادلهکردندوموضوعتشکیلدادگاهبینالمللىنیزمنتفىشد. بنابراین به وضوح می بینیم که انگلستان به عنوان بزرگترین حامی تولد دولت ترک در آناتولی، در مسیر دستیابی به منافع خود از کنار این قتل عام گذشته و نشان داد که دست پنهان بریتانیا در تولد و رشد پان ترکیسم همیشه حاضر بوده است. اگرچه قتل عام ارامنه بزرگترین جنایت این جریان در طول تاریخ است، اما خشونت قومی ترک ها در آناتولی به این موضوع محدود نمی گردد. قتل و غارت عثمانی در بلغارستان و یونان بارها محکوم شده است. اما کردها و ارامنه محور اصلی خونریزی های عثمانی و ترکیه بودند. در کشتار آدانا در منطقه آدانا توسط عثمانی در سال 1909 شاهد مرگ 30 هزار نفر از ارامنه بودیم. اما بیش از 10 برابر این تعداد در نسل کشی دیگری در حمیدیه از میان رفته بودند. کشتار حمیدیه که از تلخ ترین وقایع بشری است، دارای ابعادی بسیار خاص است. اخذ مالیات غیرقانونی از سوی کردها در منطقه ساسون از ارامنه موجب نارضایتی آنها گردید. اما حکومت سلطان عثمانی با حمایت از کردها دست به کشتار در منطقه مذکور زد. پس از کشتار فوق الذکر در دهه 1870، اروپائیان از در مخالفت برخواسته و فشار بر امپراطوری در حال زوال عثمانی را افزایش دادند. درپاسخبهدرخواستقدرتهایبزرگدایربرتنبیهمقصران،سلطانعبدالحمیددومبهقاضیشهرموش (شهر) وبهسرکردهنیروهایترککهعملیاتکشتاررارهبریکردهبودندخلعتونشانافتخارداد. اینحوادثغمانگیزلردرزبرینخستوزیرانگلیسرابرآنداشتتایکنقشهاصلاحیبهمنظوراجرایمفادماده ۶۱ معاهدهبرلینپیشنهادکند. نمایندگانارمنیاز ۱۸۷۸ بهبعدبرطبقماده ۶۱ معاهدهبرلینمرتباًاجرایاصلاحاتموعوددرشهرستانهایارمنیرادرخواستمی‌کردند. خواسته‌هایارمنیانمتضمننکاتزیربود: • تشکیلمجددششولایتارمنیترکیهبامرزهایطبیعیخود. • انتصابحاکمیبرایهریکازآنشهرستانهاکهموردقبولقدرتهایاروپاییباشد. • اصلاحسیستموصولمالیاتکهتابهآنروزچیزیبجزیکراهزنیرسمیسازمانیافتهنبودهاست. • اصلاحتشکیلاتقضایی • ایجادیکژاندارمریمخلوطیعنیارمنی‌هانیزدرآنداخلباشند. • حقداشتننمایندگانیبهتناسبجمعیتدرشوراهایمحلی. البته اینخواسته‌هایمشروعهیچوقتتحققپیدانکرد . درماهسپتامبر ۱۸۹۵ ارمنی‌هادرقسطنطنیهتظاهراتیبهرهبریحزبهینچاکبرپاکردندکهبهخونکشیدهشد. ازپیآنکشتارهایعظیمیازسپتامبرتادسامبر ۱۸۹۵ بهوقوعپیوست. کشتارهابهمقیاسبسیاروسیعیدرترابزون،بایبورت،ارزروم،ارزنجان،بتلیس،دیاربکر،الازیغ،آرابگیر،ملطیه،سیواس،ماردینوقهرمانمرعشصورتگرفت. اینکشتارهادرشانلیاورفهبهاوجشدتخودرسید،چهدرآنشهردرطولهفتهاولعیدمیلادمسیح،سههزارنفرارمنیکهبیشترزنوکودکبودندودرکلیسایجامعشهرپناهگرفتهبودنددرهمانکلیسازندهزندهبهآتشکشیدهشدند. جمعکلقربانیانکشتارهای ۱۸۹۴ تا ۱۸۹۶ (مناطقارزروم،وانوبتلیس) ۲۰۰۰۰۰ نفربرآوردشدهاست. بهاضافه ۱۰۰۰۰۰ نفرکهدرزمستانهایسختارمنستانبهعلتویرانشدنخانهوکاشانهازگرسنگیوسرمامرده‌اندوکودکانیکهبراثرازدستدادنوالدینخودتلفشدندوبالغبر ۵۰۰۰۰ کودکیتیمشدند. علاوهبرارمنی‌ها ۲۵۰۰۰ نفرآشوریدرشهردیاربکرکشتهشدند. البته ماجرا با اشغال بانک عثمانی توسط نیروهای ارمنی به رهبری پسدارماجیان و تهدید روسیه پایان یافت و سلطان عثمانی اگرچه کشتار را متوقف ساخت، اما در اجرای مفاد توافق فوق الذکر اقدامی انجام نداد. کشتار کردها نیز دومین مجموعه خونریزی وحشیانه ترک هاست. در این زمینه اشاره به دو واقعه ضروری است. کشتاردرسیمدرمیانهسال‌های ۱۹۳۸ و ۱۹۳۷ درجاییکهاکنوناستانتونجلینامیدهمی‌شود،رویداد.درسال ۱۹۳۸ و ۱۹۳۷ تعداد65000 تا 70000کردعلویتوسطارتشترکیهکشتهوهزاراننفرتبعیدشدند . گزارشهایمحرمانه‌ایازتاریخ ۴ می ۱۹۳۷ ازهیاتوزیرانومجلسترکیهبدستآمده. بخشیازاینگزارشافشاشدهچنیناست:" بایستیدرسیممحاصرهشود. کردهابایستیدرجامعهترکذوبشدهومستحیلشوند. بایستینیروهاینظامیبهجستجودردرسیماقدامکردهوضمنبررسیغارهاییکهمردمدرآنهاپناهمیگیرند،تمامیراهها،سنگرهاواراضیمردمنیزموردکنترلقرارگیرند." برپایهمجلهتحقیقاتنسل‌کشی،بارهبریگروهترکانجوانبرنامهازمیانبردنهویتمردمزازا،بیرونراندنآنهاازسرزمیناجدادیشانوجابجاییآنهادرگروهایکوچکترانجامشدهاست.درایندورهمردمزازامجبوربهجابجاییوپیاده‌روی‌هایمرگآورواجباربهترککردنگردیدند. ترکانجواناینبرنامهرادردرازایجنگجهانیاولاجراکردندکهدرطیآن ۷۰۰ هزارکردوزازامجبوربهجابجاییاجباریشدندکهدرمیاناینجابجایی‌هایاجباری ۳۵۰ هزارنفرازآنانازمیانرفتند. اینکردهاتوسطگروهترکانجوانمجبوربهراهپیمایی‌هایمرگ‌آورشبیهبهآنچهبرایارامنهاتفاقافتادشدند . کهبخشیازبرنامه‌ایبودکهبرایازبینبردنهویتکردهادرترکیهانجامشد. همچنیناینجنبشدلیلیاستبرنگاهیکهدولتترکیهتاسال ۱۹۹۱ برکردهاداشته‌است. درتلاشیبرایانکارهویتکردهادولتترکیهتاسال ۱۹۹۱ کردهاراجزوترک‌هایکوهستانیردهبندیمی‌کرد. دومین جنایت سازمان یافته نیز جنایت مرعش بود. کشتارقهرمان‌مرعشیابهاختصارکشتارمرعشواقعه‌ایبودکهدرآنبیشاز ۱۰۰ نفرازمردمکردعلویتوسطگروهگرگهایخاکستریقتل‌عامگردیدند.اینکشتاراز ۱۹ تا ۲۶ دسامبر ۱۹۷۸ میلادیودرشهرقهرمان‌مرعشترکیهرخداد . البته ترور و درگیری میان کردها و ترک ها در سالهای اخیر تشدید شده است. این در حالیست که ترکیه به دلیل ترس از تقویت ترک ها در سوریه و عراق، حتی در حملات هوایی و موشکی به شمال این دو کشور نیز شرکت جسته و ادعاهای فرامرزی و غیرقانونی خود را بدون هیچ پشتوانه منطقی پیگیری می کند. بنابراین به وضوح می¬بینیم که پان¬ترکیسم و فعالیت قومی ترک¬ها در منطقه آناتولی تنها به خشونت مبتنی بوده و نتیجه¬ای جز مرگ و میر نداشته است. درگیری ترک¬ها با ارامنه، اختلافات تاریخی با اروپا در ارتباط با یونان و بلغارستان، اختافات ارضی با یونان در حمله به قبرس و تقسیم آن و در پایان دشمنی با کردهای عراق و سوریه سبب شده تا پان ترکیسم دلیل عمده ناامنی در منطقه به شمار آید.   ارمنستان، آذربایجان و گرجستان (قفقاز جنوبی) قفقازناحیه‌ایدرمرزآسیاواروپامیاندریایخزرودریایسیاهاستکهرشته‌کوهقفقازدرآنواقعاست. قفقازازنظرسیاسیبهدوبخشقفقازجنوبی (ماورایقفقاز) وقفقازشمالیتقسیممی‌شود.قفقازجنوبیشاملکشورهایجمهوریآذربایجان،ارمنستان،گرجستانوبخشهایکوچکیازشمالباختریایرانوشمالخاوریترکیهمی‌شوداماقفقازشمالیجزئیازروسیهاستوشاملجمهوری‌هایخودگردانچچن،داغستان،اینگوشتیا،کاراچای-چرکسیا،کاباردینو-بالکاریا،سرزمینکراسنودار،آدیغیه،اوستیایشمالی-آلانیا،وسرزمیناستاوروپولمی‌شود. پیشازتشکیلحکومتماد،حکومت‌هاییهمچوناورارتووکلخادرقفقازشکلگرفتهبودکهقدمتبرخیازآن‌هابهبیشاز ۴۰۰۰ سالنیزمی‌رسد،امادرنتیجهجنگ‌هایفرسایشیبینایندولت‌هاازقدرتآن‌هاکاستهشدوبعدهادولتهخامنشیآنراتصرفنمودوبهخاکخودضمیمهنمود. بخش¬هاییازقفقازدردوره‌هاییتحتتسلطحکومتایرانقرارداشت. دراوایلقرننوزدهممیلادیجنگهایایرانوروسبرسرتسلطبرمناطقجنوبیوشرقیقفقازدرگرفت. درپایاندورهاولجنگروسیهباانعقادعهدنامهگلستانبیشترمناطققفقازودرپایاندورهدومجنگباعهدنامهترکمن‌چایتقریباًتمامیاینمنطقهرابهتصرفخوددرآورد. بافروپاشیشورویدرسال ۱۹۹۱ سهجمهوریگرجستان،ارمنستانوآذربایجاندراینمنطقهاعلاماستقلالکردند.ازشاعرانبزرگپارسی‌گویقفقازمی‌توانبهخاقانی،نظامی،مجی،بدر،مهستی،هندوشاهنخجوانیوپسرشمحمدبنهندوشاهاشارهکرد. گرجستان اولین کشور منطقه است که به بررسی آن خواهیم پرداخت. این کشور که از 84 درصد نژاد گرجی در ترکیب با ارامنه، روس، آذربایجان و آسی¬ها تشکیل شده است، به دریای خزر متصل بوده و خطوط انتقال گاز و نفت متعددی در آن قرار داشته و یا در حال تاسیس است. بزرگترین معدن منگنز تنها یکی از ذخایر پربار این کشور بوده و باید اذعان داشت که صنعت و کشاورزی گرجستان در منطقه قفقاز از دیگر دولتها پیشرفته تر است. البته بواسطه جنگ های داخلی پس از استقلال از شوروی در سالهای 1991 تا 1994 شاهد تضعیف حاکمیت ملی در گرجستان و تشکیل دو جمهوری خودمختار در درون این کشور نیز بودیم. گرجستان به عنوان کشور شمالی قفقاز جنوبی و به علت مرز وسیع مشترک با روسیه، از درگیری های قومی ترکها فاصله دارد. البته تشکیل جمهوری های خودمختار متعدد در قفقاز شمالی در روسیه سبب شده تا این کشور نیز با بحران مواجه گردد. اما مسیر فعالیت قومیت ها در گرجستان کاملا واگرایانه است. به بیان دیگر هیچ جریانی به دنبال تشکیل یک کشور بزرگ در منطقه نبوده و هر یک از گروه های زبانی و قومی در پی تشکیل یک دولت مستقل و کوچک هستند. استقلال اوستیا و آبخازیا و پیوستن¬شان به جمهوری های تحت نظارت روسیه سبب شده تا اقتدار حاکمیت گرجستان تا حدودی متزلزل گردد. در این میان اگرچه در بدو امر باید منتظر تشکیل کشورهای کوچکی در سرزمین فعلی گرجستان در دهه آتی باشیم. اما نباید فراموش کرد که چنین دولت های خردی نیاز به حمایت های بین المللی و منطقه یا دارند. منبع تزریق این حمایت نیز از دو کشور روسیه و ترکیه تامین می گردد. بنابراین اگر از یک سو اوستیا به سمت روسیه گرایش می یابد، اما بعید نیست که اقوام رقیب جریانات مسیحی و گرجستانی به سمت آذربایجان و ترکیه تمایل نشان دهند. بنابراین گرجستان به عنوان کشوری که با تنوع قومی و زبانی بسیاری روبروست می تواند در آینده دور آماج حملات پان ترکها قرار گیرد. اما خوشبختانه روابط مناسب دولت ایران با سران گرجی سبب شده تا تنش چندانی میان این دو کشور رخ ندهد. نتیجه این امر گسترش روابط فرهنگی و تجاری میان دو دولت بود. بطوریکه ميخاييل ساكاشويلي رييس جمهور سابق گرجستان، در ديدار وزير امور خارجه وقت ايران، ضمن تاكيد بر گسترش روابط دو كشور گفت:" ايران بخشي از غرور ملي، احساسات و فرهنگ ماست و نسبت به همه موضوعات مربوط به ايران حساس هستيم."ساکاشویلی در آغازین سال دهه 1390 همچنينبهاهميتزبانفارسيوعلاقه‌منديمردمگرجستانبهآناشارهكردوازجمهورياسلاميايرانخواستبااعزاماساتيدزبانفارسي،ازتقويتآندردانشگاههايگرجستانحمايتكند . حتی در زمان وزارت آقای متکی توافقی برای لغو روادید میان دو کشور امضا شده و همکاری ایران با شهر بندری باتومی ارتقا یافت. شایان توجه است که باتومی مرکز جمهوری خودمختار آجاریا است. این جمهوری نیز در جنوب غربی گرجستان و در مرز ترکیه قرار داشته و دارای بنادر مهمی در دریای سیاه است. و دولت ایران با تقویت همکاری با این جمهوری خودمختار می تواند مسیر نفوذ ترکیه و جریانات پان ترکی را به گرجستان رصد و کنترل کند. لذا ضریب خطر فعالیت جریانات جدایی طلبانه در این منطقه کاهش خواهد یافت. ارمنستان و آذربایجان به عنوان دیگر کشورهای قفقاز جنوبی مهمترین طرفین درگیری¬های پان-ترکی در دهه¬های اخیر بوده اند. وجود اقلیت ارمنی در برخی مناطق آذربایجان و حضور تعدادی آذری در قسمت¬هایی از ارمنستان سبب شده تا هر دو کشور نسبت به یکدیگر ادعاهای سرزمینی داشته باشند. نتیجه این درگیری، مناقشه ناگورنو-قره باغ بود که همچنان به صورت زخمی کهنه در روابط کشورهای قفقاز حضور دارد. اما قبل از ورود به مناقشه قره باغ باید اشاره کنیم که ارمنستان اولین کشوری بود که حتی پیش از امپراطوری روم، دین مسیحیت را به رسمیت شناخته و حتی کلیساها و صومعه هایی از قرون اول، چهارم و دهم میلادی تا کنون باقی مانده اند. به عنوان مثال شهرتاريخي "تيگراناكرت" (قرناولميلادي) يكيازچهارشهرياستكهبهنام "تيگرانكبيردوم"،پادشاهارمنستاندرقرناولميلاديدرچهارگوشهاينكشوربناشدهوبقايايآناخيراًدرمنطقه "مارتاكرت" قراباغكشفشدهاست. به علاوه باید به دو قلعه اشاره نمود. قلعه "هاندابرت"(قروندهماليهجدهم) به عنوان مقرخاندان "واختانگيان - دوپيان"،حكام "خاچنعليا" آرتساخكهدرمنطقه "شاهوميان" قراباغ واقع شده و قلعه "مايرابرت"(قرون 10 تا 18 ميلادي) که توسط "واچاگانباره‌پاشت"،پادشاهآرتساخو "اوتيك" درقرنپنجمميلاديبناشدهودرشرق "استپاناكرت" (پايتختقراباغ) قراردارد. اينقلعهكهنامتاريخيآن "واراراكن" بوده،درطولتاريخهموارهبهعنوانسديدربرابرتهاجماتاقواممهاجرتركعملنمودهاست. از دیگر موارد قابل ذکر صومعه و کلیسای آماراس است. این صومعه که از قرن چهارم در قره باغ احداث شده است، محل دفن چندین قدیس و "مشروپ ماشتوتس" به عنوان مبدع الفبای ارمنی است. صومعه های "دادی وانک" و "گاندزاسار" و "دزیدزرنا وانک" نیز از دیگر صومعه های باستانی این منطقه مورد ادعای پوچ آذربایجانی هاست. البته اوج تظلم به ارامنه این است که رهبران آذری منطقه از برخی مراکز مذهبی ارامنه مانند كليسايجامع "قازانچتسوتس" به عنوان انبار غله و پارکینگ از سال 1920 به بعد استفاده کرده اند. (برای درک شدت این توهین تنها تصور کنید که در کشوری بیگانه مساجد مسلمانان را به انبار علوفه تبدیل کنند.) یا این حال ارمنستان و ارامنه همواره تحت تاخت و تاز اهالی ترک منطقه قفقاز بوده اند. مهمترین این کشتارها توسط نیروهای عثمانی بود که در بخش مربوط به آناتولی رسیدگی شد. و بزرگترین جنگ میان آذربایجان و ارمنستان نیز مناقشه قره باغ بوده است. اما پیش از ورود به بحث قره باغ باید فهرستی از کشتار ارامنه را در این بخش منتشر کنیم. نام تاریخ مکان سازمان دهندگان قربانی (بعضا تخمینی) کشتار حمیدیه 1894-1896 امپراطوری عثمانی سلطان عبدالحمید دوم 300000 کشتار ارمنی-تاتار 1905-1907 باکو، گنجه (الیزابت پول) نخجوان، شوشی مسلمانان قفقازی(آذری) و شهروندان ارمنی 10000 تا 30000 نفر از دو طرف کشتار آدانا آوریل 1909 شهر آدانا ترکیه دولت ترکان جوان 30000 نسل کشی ارامنه آوریل 1915، 1923-1924 امپراطوری عثمانی دولت ترکا نجوان 1500000 روزهای سپتامبر شپتامبر 1918 باکو، جمهوری آذربایجان در زمانی که در تصرف ترکان بود. اردوی اسلام 30000 کشتار شوشی مارس 1920 شوشی، قره باغ (آن زمان تحت کنترل آذری ها بود) جمهوری دموکراتیک آذربایجان 30000 کشتار سومقاییت فوریه 1988 سومقاییت، آذربایجان شوروی ملی گرایان آذربایجان 132 قتل عام گنجه نوامبر 1988 گنجه، آذربایجان شوروی ملی گرایان آذربایجان 130 قتل عام باکو سال 1905 سال 1990 باکو، اذربایجان شوروی ملی گرایان آذربایجانی ارتش مسلمان قفقاز از ترکها و تاتارها، ترک زبانان قفقاز سال 1905، 205 نفر سال 19990، 90نفر قتل عام ماراقا آوریل 1992 ماراقا قره باغ، آن زمان تحت کنترل نیروهای آذربایجان بوده است. نیروهای مسلح آذربایجان 40 مناقشه قره باغ جنگقَرَه‌باغ (بهارمنی: Արցախյանազատամարտ) (بهترکیآذربایجانی: Qarabağ müharibəsi) جنگیبودکهازفوریه ۱۹۸۸ تامارس ۱۹۹۴ درناحیهقره‌باغ،واقعدرجنوبغربیجمهوریآذربایجان،بیناکثریتارمنیساکنباپشتیبانیارمنستانوجمهوریآذربایجانرخداد. بابالاگرفتندرگیری،هرکدامازطرفینسعیدرپاکسازیقومیمناطقتحتتصرفخودازنژاددیگرکردند. ازاینرو 300,000–500,000 ارمنیساکنآذربایجانو 724,000 آذریمجبوربهمهاجرتازارمنستانومناطقاشغالیجمهوریآذربایجانشدند. مجلسخودمختارقره‌باغرایبهیکپارچگیباارمنستاندادوباانجامیکهمه‌پرسیمردمغالبارمنیساکنمنطقهرایموافقدادندواینمسألهتصویبشد. در ۲۰ فوریه ۱۹۸۸ مجلسقره‌باغرسماًیکپارچگیخودباارمنستانرااعلامکرد. درحالیکهبراساسقانوناساسیشوروی،تغییرمرزهایجمهوری‌هابدونموافقتآنانغیرقانونیبود.بحبوحهٔاصلیجنگپسازفروپاشیاتحادجماهیرشورویودراواخرزمستانسال ۱۹۹۲ آغازشد. بلافاصلهمیانجیگری‌هایبین‌المللیآغازشد. جمهوریاسلامیایراندراینزمینهابتکارعملرادردستگرفتومذاکراتمستقیمیراباطرفیندرگیرانجامداد. اماهیچیکازطرفینحاضربهتندادنبهرایهیأتمیانجینشد. ارتشارمنستاندربهار ۱۹۹۳ برمناطقیبیرونازقره‌باغ (بینقره‌باغوارمنستان) برترییافت. درپایانجنگدرسال ۱۹۹۴،ارمنستانبه‌جزقره‌باغ، ۹٪ ازخاکآذربایجانرابهتصرفدرآورد. جنگقره‌باغ زمان ۱۹۸۸-۱۹۹۴ مکان ارمنستانوآذربایجان نتیجه پیروزیارمنستان-استقلالقره‌باغ جنگندگان قره‌باغ ارمنستان آذربایجان چچن ترکیه مجاهدین افغان فرماندهان ساموئل بابایان مونته ملکنیان هارونیان سارکزیان آرکادی ترتاوسیان آناتولی زینویچ اسکندر حمیدف صورت حسین‌اف رحیم قاضی‌اف شمیل باسایف نیروها ۲۰٬۰۰۰شامل 8000 سرباز از ارمنستان آذربایجان 42000 ترکیه 350 افسر و هزاران داوطلب مجاهدین افغان 1000-3000 شبه نظامیان چچن 300 تلفات ۴٬۰۰۰تا ۶٬۰۰۰ کشته ۲۵٬۰۰۰زخمی ۱۱٬۰۰۰تا ۱۶٬۰۰۰ کشته ۶۰٬۰۰۰زخمی پیش‌زمینه در نگاه نخست این درگیری ساده به نظر می رسد. اما ریشه های تاریخی عمیقی در تاریخ دارد. تاریخاختلافاتونبردهایاینمنطقهطولانیوچندصدسالهمی‌باشد. اماباپایانیافتنجنگجهانیاولوتسلیمشدنامپراطوریعثمانیوهمچنینسقوطامپراطوریروسیهوزمامداریاینکشوربهدستبلشویک‌هاابعادفراگیرتروجدی‌تریبهخودگرفت. دراینزمانبودکهارمنستانوآذربایجاناستقلالخودرااعلامکردند. ولیاختلافاتیبرسر ۳ منطقهحائلدوکشورنوظهوروجودداشت:استانسیونیک،نخجوانوقره‌باغ. بابالاگرفتنکشمکش،ارمنستانتلاشناموفقیرابرایتصاحباینمناطقانجامداد. باورودارتشبریتانیابهقفقازجنوبیدرپیپیروزیدرجنگجهانیاولدرسال ۱۹۱۹،اینمناطقتلویحاًبهآذربایجانواگذارشد.دوماهبعدباورودلشکر ۱۱ شورویبهمنطقهقفقازوشکل‌گیریجمهوریسوسیالیستاتحادقفقازکهکشورهایارمنستانوآذربایجانکنونیرانیزشاملمی‌شد،قره‌باغبهجمهوریسوسیالیستیارمنستانشورویواگذارشد. امامخالفانکمونیستآذریایننظرباسرکردگینریماننریمانفتوانستندچندسالبعدودرسال ۱۹۲۱ ازسردیروابطارمنیهاباشورویاستفادهکردهواینمنطقهرامجدداًبهآذربایجانملحقکنند. بعدازاینواقعهارمنستانچنددههسعیکردازطرقغیرنظامیاینمنطقهرابازپسگیردکهموفقبهاینکارنشد. بارویکارآمدنمیخائیلگورباچفدرسال ۱۹۸۵،ویتصمیمگرفتبادرپیشگرفتندوسیاست،اوضاعنابسامانشورویرابهبودببخشد. اینسیاستهاکهگلاسنوستوپروستریکانامداشتند،موجبشدکهایالتهایاقماریناراضیبهاینفکرافتندکهزمینهبرایدرپیشگرفتنحرکت‌هایاستقلالطلبانهآنهافراهمشدهاست. مردمقره‌باغازوضعتبعیضآمیزبینبومیانارمنیوآذریگلایهداشتند. ترویجیکسویهفرهنگآذری،جذببهترنیروهایآذریدراداراتدولتیودرنهایترسیدگینیروهایامدادیشورویبهزلزلهزدگانمنطقهاسپیتاکدراثرزلزله ۷ دسامبر ۱۹۸۸ وبی‌توجهینیروهایامدادیبهآسیبدیدگانارمنیازجملهعللنارضایتیشناختهمی‌شود. زمانیکهاولیندرگیریهایقومیدراینمنطقهنمایانشد،آذربایجانبهعنوانیکیازایالت‌هایاتحادجماهیرشورویسعیدرسرکوباینحرکتآزادی‌خواهانهداشت. بامداخلهنیروهاینظامیآذریوکشتهشدنچندمعترض،ایناحساسدرمیانارمنیهافراگیرشدکهنسلکشیدیگریبعدازنسل‌کشیارامنهتوسطترکانعثمانیوعلیهارامنهدرحالشروعشدناست. پسآناننیزبهجمع‌آوریسلاحوآموزشنیروپرداختند. ایناقدامپیشگیرانهٔارمنیهابافروپاشیشوروی،سرعتیچندبرابرگرفتچراکهآنهاانتظارورودارتشجمهوریآذربایجانبهاینمخاصمهرامی‌کشیدند. البته اگر در تاریخ کمی دقت کنیم خواهیم دید که علت افزایش جمعیت ارامنه این منطقه چیزی جز کوچ اجباری ارامنه در عصر عثمانی نیست. جنگ روسیه تزاری و عثمانی در منطقه ارمنستان غربی که در خاک ترکیه امروزی است و عقب نششینی روسها دلیل اصلی مهاجرت ارامنه به ارمنستان کنونی بود . در نتیجه اگر اکثریت قره باغ را ارامنه تشکیل داده و با همه پرسی به ارمنستان ملحق شده اند، ریشه در خشونت و جنگ وحشیانه عثمانی علیه ارامنه داشته است. البته مناقشه قره باغ بسیار پیچیده و خاص است. آغاز جنگ در شرایطی بود که دو کشور از خاک دولتی واحد به نام شوروی بودند. اما پایان آن در زمان اعلام استقلال طرفین بوده است. از سوی دیگر قره باغ خود را یک جمهوری مستقل خودخوانده می نامد. و در سوی مقابل هیچ سازمان بین المللی آن را به رسمیت نشناخته است. البته حضور جنگجویان افغان و شبه نظامیان سلفی چچن تحت رهبری خانواده شیشانی (حالت معرب چچنی) نیز بر بغرنج شدن آن بیافزاید. به هر حال دولت ایران نیز در این میان تلاشهایی برای میانجیگری داشت که چندان موفق نبود. از سوی دیگر اعلام بی طرفی و کمک به آوارگان و پناهندگان طرفین نیز سبب شد تا چهره ایران در این میان بهبود یابد. به هر طریق منطقه قفقاز جنوبی به عنوان بحرانی¬ترین منطقه برای فعالیت¬های قومیتی ترکها شناخته می شود. این امر نیز دلایل متعددی دارد. 1. نزدیکی این منطقه به ترکیه به عنوان رهبر و پیشرو جریانات پان ترکیست موجب شده تا شدت ترویج این آموزه ها تشدید گردد. 2. تنوع قومی در آذربایجان و ارمنستان تنها به 2 قوم محدود می شود. در حالیکه تنوع در قفقاز شمالی یا آسیای میانه بسیار بالاتر بوده و در نتیجه نسبت قومیتی ترکها متغیر است. 3. استفاده از اختلاف مذهبی به عنوان یک ابزار برای تحریک احساسات مردم: در اسیای مرکزی تمامی اقوام مسلمان هستند. اما تندروهای وهابی و سلفی چچن و افغان در این منطقه بواسطه دشمنی با حکومت¬ها مسیحی و بی دین شوروی و روسیه و ارمنستان، دست به شورش¬های قومی می¬زنند. بر پایه این موارد به خوبی مشاهده می شود که منطقه قفقاز جنوبی به عنوان مرکزی حساس برای آینده فعالیت های پان ترکیست ها شناخته می شود. به بیان دیگر موفقیت آنها در گردهم آیی جمهوری های خودمختار ترک نشین روسیه می تواند نه تنها برای دیگر کشورها و مناطق ترک نشین سرمشق تلقی شود، بلکه می تواند سبب شود تا این احساس در دیگر جریانات قومی نیز شکل بگیرد که شاید بتوان با تمسک به زور و خشونت به خواسته های خود برسند.   قفقاز شمالی (ناحیه فدرالی قفقاز روسیه) قفقازشمالییاشمالقفقازبخششمالیسرزمینقفقازاست. قفقازناحیه‌ایمیاندریایخزرودریایسیاهاست. قفقازبهدوبخشقفقازجنوبی (ماورایقفقاز) وقفقازشمالیتقسیممی‌شود.قفقازشمالیاکنونجزئیازروسیهاستوشاملجمهوری‌هایخودگردانچچن،داغستان،اینگوشتیا،کاراچای-چرکسیا،کاباردینو-بالکاریا،سرزمینکراسنودار،آدیغیه،اوستیایشمالی-آلانیا،وسرزمیناستاوروپولاست.داغستاندرجنوبخاوریقفقازشمالیموردادعایحکومتقاجاریهبود. فتحعلیشاهقاجارطیجنگهایایرانوروسادعایخودراازاینمنطقهپسگرفت. جمعیت ایالات مذکور نزدیک به 10 ملیون نفر تخمین زده می شود. قفقازشمالیباواقعشدندرشمالجبالبزرگقفقازوجنوبروسیهازدیربازباایرانزمینوجهاناسلامدرارتباطبودهاست. اینمنطقهیکششمازکلتولیداتکشاورزیروسیهراباداشتن 12% ازجمعیتاینکشورداراست. وجودمنابعنفتوگاز،حضوردرکریدورشمالـجنوب،داشتنبنادرمناسبوقرارگرفتندرکناردودریایسیاهومازندرانازسایرخصوصیاتژئوپلتیکیمنطقهاست. تنوعفرهنگیواجتماعیازجملهپراکندگیقومیازنژادآلتایی،هندواروپاییوقفقازی،تنوعزبانیبابیشاز 50 گونهزبانشناختهشده،شاخصههایدینیبادارابودنگوناگونیمذهبیازاسلامحنفی،شافعیوشیعی،یهودیت،مسحیتارتودکسشرقی،گریگوریوکاتولیک،بودیسم،ادیانیکتاپرستیباستانیمانندیزیچنیکوادیانیاباورهایخرافییابهتعبیربومیبتپرستی،پیچیدگیهایسیاسیواجتماعیمنطقهرانشانمیدهد. تمامیاینخصیصههادرسالهایپایانیدههیهشتادمیلادیواواخردوراناتحادجماهیرشورویباعثبحرانهایشدیدامنیتیدراینمنطقهگشتکهبیشتراینتعارضاتریشهدردورانگذشتهوسیاستشورویدرسرکوبقومگراییداشت. برایناساسقوم¬گرایییکیازاصلی¬تریندلایلناامنیدرقفقازدرطیسالیاناخیربودهاست. درحالحاضرنیزدرگیریمیاناوست¬هاواینگوش¬ها،کارچای¬هاوچرکس¬ها،آوارهاودارگین-ها،بالکارهاوکاباردها،آدیغه¬هاوقزاق-هاوهمچنیناحتمالجبههگیرینظامیسرانچرکسدربرابرگرجستانبهعلتجنگباآبخازیاازجملهمهمترینمناقشاتبالقوهقومیدرقفقازشمالیاست. تنوعقومیقفقاز وجوداقواممتعدددرقفقازبرپیچیدگیهایمنطقهمیافزایدومنطقهراهموارهدرمعرضبروزدرگیریوتنشقرارمی-دهد،زیرادرمیانبسیاریازایناقواموبنابرسیاستهایتقسیماراضیروسهااختلافاتجدیوعمیقیوجوددارد .دربسیاریازمنابعقفقازرابهعنوان «موزهاقوام»میشناسند.اعراب،قفقازرا «جبلالاسنه»مینامیدند،زیرادرقفقازقومیتهایمتعددباانواعزبانها،سننوآدابورسومومذاهبمختلفساکنمیباشند. درسرتاسرقفقازمیتوانبیشاز 60 گروهقومیراازیکدیگربازشناخت . اقوامبومیقفقازبهسهخانوادهنژادیتقسیممیشوندکهعبارتنداز «هندواروپایی» (ارامنه،ایرانیها: تاتها،تالشها،اوستها،کردها،آذریها)، «آلتایی» (ترکها: قرهچایها،بلغارها،نوگایها،کومیکها) و «قفقازیها» (آدیغهـآبخازی،ناخوـداغستانی،کاتولی). بدیهیاستکهتجمعوزیستاینهمهنژادوقومیتدریکمنطقهجغرافیاییمحدودباوسعتیحتیکمترازدویستهزارکیلومترمربع،تنشهاودرگیریهاییراموجبمیشود. مشکلکثرتوفراوانیقومیتهادرمنطقهزمانیشدتبیشتریبهخودگرفتکهرهبراناتحادجماهیرشورویپراکندگیواسکانطبیعیقومیتهارابههمزدهوهمزیستیمسالمتآمیزآنانرابصورتغیرمتجانسیدرسطحاراضیمنطقهپراکندهساختند،بطوریکههموارهدرناامنیودرمعرضتهدیدبهحیاتخودادامهدادند. پیدابودکهچنینشرایطیمنافیامنیتوآرامشقومیتهایمختلفبودهوآنهارادرمعرضچالشوبرخوردبایکدیگرقرارمیدادکهبارهاهمچنینشدوکاربهدرگیریوجنگکشید. قفقازپسازفروپاشیشوروی،چهرهیکمنطقهکاملاًبیثباتوناآرامراداشتهاست . ظهوراختلاف-هایقومیـجغرافیاییمتعددازاواخرحیاتاتحادجماهیرشورویوتبدیلشدنبرخیازآنهابهدرگیری-هایجدیوخشونتباردراوایلدهه 1990م.،دربی¬ثباتیوناامنیمنطقهنقشداشتهاست. درواقعمنطقهقفقازدربیشازیکدههاخیریکیازمنازعهخیزترینمناطقجهانبودهاست. بهطورکلیثباتمنطقهقفقازقبلازفروپاشیشورویبرهمخوردوبرخیازصاحبنظرانمعتقدندکهتحولاتقفقازدرسرعتبخشیدنبهفروپاشیشورویمؤثربود. اولیناقدامبرایجداییطلبی،پیشازفروپاشیدردورانزمامداریگورباچف،درقفقازجنوبیوسپسقفقازشمالیاتفاقافتاد. درسال ۱۹۸۹م. درگیری¬هایقومیازآبخازستانآغازشد،جاییکهاقلیتی ۱۸ درصدیازآبخازهایجمهوریخودمختارآبخازستان،خواهانجداییازگرجستانوپیوستنبهروسیهشدند. درهمینسال،جداییطلباناوستیایجنوبینیزخواهانجداییازگرجستانوپیوستنبهروسیهواوستیایشمالیشدند. درسال ۱۹۹۱م. جمعیتتقریباً ۱۵۰ هزارنفریارامنهیقرهباغکوهستانیدرآذربایجاناعلامجمهوریمستقلکردند.ایناستقلالطلبیمنجربهجنگیخونینشدکههنوزپسازگذشتبیشازپانزدهسال،اینبحرانلاینحلباقیماندهاست. درقفقازجنوبیعلاوهبرخواسته-هایجدیجداییطلبی،نغمه¬هایاعتراضوجداییطلبیازتالش¬هاولزگی¬هادرآذربایجاننیزشنیدهمی¬شد. درداخلگرجستاننیزبحثارمنیان،آذربایجانیهاوترک-هایمسختیبعنوانیکاقلیتغیرهمگونباگرجیانوبحرانخیزوجوددارد. درقفقازشمالی،اعلاماستقلالچچنوجداییطلبیازروسیهدرسال ۱۹۹۱م. مهمترینتحولیبودکهبعداًمنجربهجنگطولانیبادولتمرکزیروسیهشد .درنوامبر ۱۹۹۲م.،یکسالپسازاستقلالچچن،روسیهبااعلاموضعیتفوقالعادهدراوستیایشمالیواینگوش،بهعلتمناقشاتارضیواوضاعبحرانی، ۳۰۰۰ سربازبهاینمنطقهاعزامداشت. ایندرگیریهااولیننشانهبروزبرخوردهایقومیپسازفروپاشیبود. اما مسئله مهم در این منطقه عدم وجود ریشه مشترک در جنبش های مردمی است. از یک سو روس زبان های آبخازیا به دنبال استقلال هستند و از سوی دیگر سلفیون چچنی (که به خشنترین و وحشی ترین تروریست های بنیادگرای اسلامی شهرت دارند،) در چچن به دنبال تشکیل امارات اسلامی قفقاز هستند. البته جریانات پان ترک نیز به فعالیت می پردازند، اماعدم قدرت کافی آنها و سرکوب تندروی¬های بیش از اندازه از سوی روسیه سبب شده تا شدت خشنت پان ترکیسم در یان منطقه کاهش یافته و در نتیجه زمینه برای مقابله با آنها نیز فراهم باشد. ناگفته نماند که روسیه برای این جمهوری¬های خودمختار درجه¬ای از آزادی در سیاست خارجی را نیز در نظر گرفته است که می-تواند موجب بهبود روابط ایران و قفقاز شمالی گردد. بههررویسیاستقفقازیایرانبعدازجنگدراوستیایجنوبی،توسطوزیرامورخارجهایرانبهعنوانبستهیتهران (3+3) ارائهشد،تاایرانهمچنانبهعنوانکشورحافظصلحودوستیدرمنطقهمعرفیگردد. اینبستهشاملمواردیکلیچونتفاهممیانطرفینوعدمدخالتکشورهایفرامنطقه-ایوحضورششکشورمنطقهیعنیایران،روسیه،ترکیه،آذربایجان،ارمنستانوگرجستانبود. بااینحالبهنظرمیرسد،باحضوروقدرتآمریکاواسرائیلدرگرجستان،اینطرحدارایضمانتاجراییوبندهایعملینباشد. ازاینرومواردزیربهعنوانراهکارارائهمیشود: 1. دایرکردندفاترونمایندگیهایایراندربرخیازشهرهایقفقازشمالیازجملهدرماخاچکالاوولادیقفقاز: ازدورانقاجار،کنسولیهایایراندرایندوشهرفعالبودهوانجمنهاومدارسایرانیدایربودندکهباقطعرابطهاینمنطقهباایراندردورانکمونیسم،اینمراکزنیزتعطیلشد. ازاینرودرحالحاضرباتوجهبهعلاقهمندیمسئولینومردمایننواحیبهخصوصداغستان،چچنواوستیایشمالیبرایتردددرایرانوحتیحضوربازرگانانایرانیدراینمناطقکهپتانسیلسرمایهگذاریاقتصادیوبازرگانیزیادیرادارااست،بازگشاییایندفاتر،تاثیراتمخملیونرمیدرمنطقهخواهدداشت. 2. بازسازیآثارواماکنایرانیدرمنطقه: بازسازیآثاریهمچونمسجدایرانیهایولادیقفقاز،مدرسهینوروزولادیقفقاز،ساختمانکنسولیایراندرولادیقفقازوسایرآثارکهبهصورتنیمهتخریبدرآمدهودایرکردنمراکزکهدرفوقذکرشد،میتواندنخستینقدمدراینراستاباشد. 3. حضوردرعرصههایفرهنگیودانشگاهیقفقازشمالی: ازنکاتقابلتوجهدرقفقازشمالیکهدرخاکروسیهمحسوبمیگردد،حضوردانشگاهیانوفرهنگیاناسرائیلدراینخطهاست. تفاهمنامههایبسیاریمیاندانشگاههایقفقازشمالیبهخصوصدانشگاههایچرکسستانبادانشگاههایآمریکاییواسرائیلیوجودداردوتبادلاستادودانشجوهرسالهانجاممیپذیرد. اینروند،همانندمدلحضوراسرائیلوآمریکادرقفقازجنوبیاستکهبهانقلابهایمخملیوتاثیردرقشرروشنفکرودانشگاهیجمهوریهایگرجستان،ارمنستانوآذربایجانمنجرشد. بستنتفاهمنامهبادانشگاههایقفقازشمالیجهتتبادلاستادودانشجودررشتههایخاصهمچونزبانفارسی،تاریخ،ایرانشناسی،حقوقوعلومسیاسیو...،باتوجهبهابرازتمایلدانشگاههایدولتیماخاچکالا،گروزنیواوستیایشمالی،راهگشایتاثیراتبعدیدرقفقازشمالیاست. درکناراینتفاهمنامههاارسالکتبروسیوانگلیسیدرزمینههایتاریخی،مذهبیوسیاسی،اعزاممدرسینزبانفارسی،اعزاممبلغینمذهبی،اعزامدانشجوبرایتحقیقاتمیدانی،بهوجودآوردناتاقهایبازرگانیواقتصادیمشترکواعزامتیمهایورزشی،بدونشکجاپایایراناسلامیرابیشازپیشدرمنطقهاستوارترخواهدکرد. 4. دعوتازدولتمردانجمهوریهایخودمختارقفقازشمالیوبستنقرارداددرزمینههایفرهنگیوهنری،اقتصادی،ورزشیو...: باتوجهبهسابقهوپیوندهایتاریخیوهمچنینابرازتمایلسیاستمدارانونخبگانمنطقهبرایهمکاریباایراندرتمامیعرصهها،میتوانبامقداریصرفهزینهوزماناینافرادرابهایراندعوتوتفاهمنامههایهمکاریدوجانبهبستهشود. قابلذکراستکهدرقانوناساسیروسیهاینروابطتاحدودیدراختیارخودجمهوریهامیباشد. همکاریهایدوجانبهبرخیجمهوریهاازجملهچچن،داغستانواینگوشباکشورهایحوزهیخلیجفارسوکاباردینوـبالکاریا،کاراچایـچرکسیاوآدیغهباترکیه،اردنواسرائیلوهمچنینآمدورفتهایسرانایندولبهاینکشورها،الگووضامنمناسبیبرایدعوتازاینافرادبرایحضوردرایراناست. 5. بازگشاییدفاترومراکزایرانشناسیوتقویتآموزشزبانفارسیدرمدارسودانشگاههایقفقازشمالی: حضور 100 هزارنفریایرانیانبومیشدهدرقفقازشمالیازچرکسستانتاداغستانوعدمآشناییایشانبازبانفارسیبهعلتفراموشیزبانی،همچنینعلاقهمندیدانشگاهیانبرایتاسیسدورههایزبانفارسیوتجربهیموفقاینروشازسالهایپایانیدههی 90 میلادیدردانشگاهدولتیماخاچکالاواوستیایشمالی،تاثیراتفرهنگیوسیاسیمناسبیرادراینمناطقایجادمیکند. دراینمیانعلاقهمندیریاستدانشگاهدولتیگروزنیدرچچنبرایدایرکردنایندورهقابلتوجهاست. متاسفانهعدمحمایترایزنیازاینمراکز،باعثتعطیلیویاسردیدانشجویانودانشگاهیاناینجمهوریهاشدهاست. 6. اعطایبورستحصیلیبهدانشجویانبومیبرایآموزشدردانشگاههایایران: همانگونهکهبسیاریازشخصیتهایسیاسیوفرهنگیکشورهایقفقازازتحصیلکردگانکشورهایغربیمیباشندومعمولاًبعدازبازگشتبهکشورشان،ازشعارهایکشورمیزباناستفادهمیکنندوگرایشنسبتبهآندارندوتجربهدرموردایراننیزچنیننتیجهایبهبارآوردهاستلذابورسکردنبرخیدانشجویانمستعدوکوشاجهتتحصیلدرایرانوسپسبازگشتبهکشورشان،بسیارحائزاهمیتاست. سالیانهبسیاریازدانشجویاندانشگاههایقفقازشمالیدربورسهایاعطاییبهکشورهاییچونترکیه،اسرائیلوکشورهایاروپاییاعزاممیشوندودردورههایکوتاهوبلندتحصیلیشرکتمیکنند. ازجملهمعروفترینآنهامیتوانبهمیخائیلساکاشویلیاشارهنمودکهدرهارواردبهتحصیلپرداختهاستوبعدازدانشآموختگیبهمیهنخودبرایفعالیتهایسیاسیبازگشتهاست. 7. بالابردنحجممبادلاتاقتصادیباجمهوریهایخودمختاروافزایشترددایرانیانوبالعکس: باتوجهبهپتانسیلهایاقتصادیمنطقهیقفقازشمالیکهبازاریمناسببرایکالاهایایرانیمحسوبمیگرددوهمچنینحملونقلآسانآنازطریقبندرانزلیوانتقالبهبندرماخاچکالا،میتواناینچشماندازراداشتکهبابرقراریارتباطاتسیاسیـفرهنگی،اینعرصهنیزمنافعاقتصادیووابستگیسیاسیبههمراهآورد. نگاهمثبتمردمومسئولینقفقازشمالی،امکاناینامرراآسانترمیکند. 8. دعوتازاستاداندانشگاهوشخصیتهایفرهنگیقفقازشمالیبهایران: برایتقویتبسیاریازفاکتورهایفوق،دعوتوحضورشخصیتهایعلمیوفرهنگیمنطقهدرایرانوهمکاریبامراکزفرهنگیودانشگاهی،سطحدیپلماسیعمومیایراندرقفقازشمالیراافزایشدادهومعضلاتیکهدرقفقازجنوبیبرایماایرانیاندرزمینههایگوناگونایجادشدرادرآیندهکاهشمیدهد.   آسیای میانه آسیایمرکزییاآسیایمیانهسرزمینپهناوریدرقارهٔآسیااستکههیچمرزیباآب‌هایآزادجهانندارد. اگرچهمرزهایدقیقیبرایاینسرزمینتعریفنشده‌است،امامعمولاًآنرادربرگیرندهکشورهایامروزیازبکستان،تاجیکستان،ترکمنستان،قزاقستان،قرقیزستانمی‌دانند. اغلبسرزمین‌هایدیگریچونافغانستان،مغولستان،کشمیر،شمالوغربپاکستان،وسین‌کیانگ (ترکستانشرقیقدیم) درغربچینوجنوبسیبریدرروسیهنیزشاملآسیایمرکزیمی‌شوند.بهبخشیازآسیایمرکزیکهدرمیاندورودآمودریاوسیردریاجایدارددرمنابعکهنترعربیوفارسی"ماوراءالنهر" (ودرفارسیفَرارود) گفتهمی‌شد. بهبخشیازشمالوشرقآسیایمرکزیدردوره‌هایی"ترکستان"هممی‌گفته‌اند. ایدهنامیدناینمنطقه‌هابهعنوانیکمنطقهٔیگانهٔجغرافیاییبانامآسیایمرکزیدرسال ۱۸۴۳ توسطالکساندرفونهومبولت،جغرافیدانپروسیمطرحشد. برایمرزوبومجغرافیاییاینمنطقههنوزتعریفکاملومشخصیوجودندارد.درسال ۱۹۲۴ پسازبرپاییحکومتبلشویک‌هاآسیاازنظرسیاسیدرارتباطبامسکوبهسهبخش ۱- آسیاینزدیکمنطقهقفقاز ۲- آسیایدورمتصرفاتسیبریوسرزمین‌هایخاور ۳- آسیایمرکزیحدفاصلآسیایدوروآسیاینزدیکتقسیمگردید . آسیایمرکزیدردرازایتاریخباکوچ‌نشینانوجادهٔابریشمیادآوریشده‌استومانندجاده‌ایبرایپیوندمردم،جابجاییکالاهاواندیشه‌هابیناروپا،خاورمیانه،آسیایجنوبیوآسیایشرقیبوده‌است. آسیایمرکزیدرباستانوازآغازتاریخازپنجسرزمینمرگیانا (مرو)،باختر (باکتریا)،سغد،خوارزموسکاستانتشکیلشده‌بودکهمردمانشانایرانی‌تباربودندوبهزبان‌هایایرانیمیانهسخنمی‌گفتند واینسرزمین‌هادردورانباستانبهمروربخشیازشاهنشاهیایرانشدند.ساکناندرآسیایمرکزیبیشتراز ۷۰ قوموملیتهستندواینمنطقهپتانسیللازمبرایدرگیری‌هایقومیونژادیدارد. جمعیت این منطقه بین 60-80 میلیون تخمین زده می شود. زبان‌ها زبان‌هایرایجورسمیدرآسیایمرکزیترکمنی،ازبکی،تاجیکی،زبان‌هایپامیری،روسی،قزاقی،وقرقیزی،همچنیننزدیک ۶ میلیوننفرگویشورزبانروسینیزدرآسیایمرکزیهستند. در تبار شناسی این زبان ها میتوان آنها را به 3 دسته تقسیم نمود.نخست، زبان های فارسی شامل زبان های پامیری، دری و تاجیکی. دوم، زبان های ترکی شامل قرقیزی، قزاقی و ترکمنی. و سوم زبان های میانجی و غیره مانند روسی و مغولی. بر اساس این تفاسیر به وضوح مشاهده می شود که این سرزمین وسیع دارای تنوعی بالا بوده و در نتیجه هیچ یک از این گروه ها حق ادعای تسلط بر کل منطقه آسیای میانه را ندارند. این در حالیست که در تاریخ منطقه شاهد جنگ های بسیاری نیز بوده ایم. تسلط ایرانیان، چینی¬ها (امپراطوری¬های هان و هون)، مغول¬ها، تاتارها و روسها بر این مناطق همگی باعث شده تا اختلاط قومی و زبانی نیز افزایش یابد. اما نکته منحصر بفرد منطقه، ماهیت کوچ نشینی ساکنان آن در گذشته های دور است. این اقوام به دلیل شرایط سخت زیست محیطی همواره در حال جابجایی بودند. در این تحرک همیشگی نیز در صورتی که با شهر یا تمدنی پایدار مواجه می¬شدند، یا در آن ادغام می¬شدند یا با آنها می¬جنگیدند. این فرایند سبب شد تا شهرهای بسیاری در کنار رودها و دریاچه¬های منطقه شکل گیرد. تولد شهرها و تحرک همیشگی موجب شد تا برخی از اقوام طی قرون متمادی از محل اولیه خود دور شوند. و در نهایت مرزبندی¬هایی که در دهه¬های اخیر شکل گرفته نیز موجب شده تا اقوامی که با یکدیگر قرابت دارند، در کشورهای متعدد تقسیم شوند. حضور تاجیک¬ها در افغانستان و یا حضور ازبک¬ها در ترکمنستان و افغانستان نمونه¬ای از این موارد است. اما این منطقه نیز بواسطه حضور اقوام ترک دچار معضل پان ترکیسم شده است. بهگزارشخبرگزاریفارسدرآسیایمرکزی،"نورسلطاننظربایف"رئیسجمهوریقزاقستاندراظهاراتیکهدرسایتخبریزکانقزاقستانآمدهاست،تأکیدکرد،ازدریایسفیدتا"آلتای"،بیشاز 200 میلیوننفرترکزبانزندگیمی‌کنندکهاگرمتحدشوندیککشوربزرگدرجهانایجادمی‌شود. ایندرحالیاستکهکارشناسانایناقداماتراهمانپان‌ترکیسممبتنیبرفرهنگوتاریخمشترک،زبانوایجاددولتمشترکارزیابیمی‌کنند. آنانمعتقدندکهتجربهتاریخینشاندادهاستکههرطرحیکهمبتنیبراحساساتزبانیدنبالشوددرواقعآرمانیاستزیراهیچ‌گاهترک‌هایقفقاز،آسیایمرکزی ‌ویاترک‌هایولگادریکدولتمتحدبهسرنبرده‌اند. پیشازاین،"الماس‌بیکآتامبایف"رئیس‌جمهوریقرقیزستاندرنخستینسفررسمیخودبهآنکارا،ترکیهراسرزمینمادریخودتوصیفکردهوگفت: علیرغمفاصلهمیانقرقیزستانوترکیهقرقیزهاترکیهراالگویخودمی‌دانند. درضمن"عبداللهگل"رئیس‌جمهورترکیهنیزدرسفربهترکمنستانازاینکهبهوطناصلیخودیعنیترکستانواردشدهاست،اظهارخشنودیمی‌کند. علاوهبراینازبکستاننیزبرایمدتکوتاهیدلباختهترکیهبود. کارشناسانمعتقدندکهاکنوننظربایفبیشازدیگررهبرانآسیایمرکزی،ایدهپان‌ترکیسمرادرسرمی‌پروراند. نظربایفبابیاناینکهنیاکانماازمیهنتاریخیخاناتترکبهسرزمین‌هایدیگررفته‌اندقزاق‌هارادرمیانترک‌هابهترینخواند. ایندرحالیاستکهصاحب‌نظرانمعتقدندکهرئیس‌جمهوریقزاقستانآیندهاقتصادیقزاقستانرادراتحادیهاورآسیاهمراهباروسیهوبلاروسمی‌بیند. مسئله ای که کاملا مشهود است، عدم توان ایفای نقش موثر در بازیهای جهانی از سوی این دولت هاست. آنها که توان تاثیرگذاری بر فرایندهای جهانی را نداشته و از منظر توسعه اقتصادی و سیاسی در وضعیت مطلوبی قرار ندارند، می کوشند تا با تشکیل یک اتحادیه یا کشور مصنوعی خود را به یک قدرت تبدیل کنند. اما در یان میان از چند نکته غفلت می ورزند. نخست وجود اقوام غیر ترک در منطقه مذکور است. از سوی دیگر اختلافات درونی میان ترکها می تواند تشدید شود. این که قزاقها خود را برترین ترک بدانند یا رهبران ترکیه، نشانگر عدم انسجام درونی میان آنهاست. و در نهایت باید متذکر شد که یک کشور با جمعیت زیاد الزاما یک قدرت جهانی نیست. زیرا این منطقه دچار عقب ماندگی شدید اقتصادی و سیاسی بوده و شاید تمام توان کشوری مثل ترکیه صرف بهبود اوضاع قرقیزستان شود. این اختلافات حتی درون یک کشور نیز بوضوح مشهود است. درگیری ازبک ها و قرقیزها در سالهای اخیر به قدری تشدید شده است که در برخی مجامع جهانی از آن با عنوان بحران قرقیزستان نام برده می شود. ناآراميهايقومياخيردرقرقيزستانوتلفاتگستردهانسانيآنهمبرايازبكهاوهمقرقيزهادراينكشورازچندبعدقابلبررسياست. اينكشمكشهاكهازحملهقرقيزهابهاقليتازبكساكناينكشورآغازشدوسپسضدحملهازبكهابرايدفاعازجانومالخودرابدنبالداشت،تاكنونصدهاكشتهوزخميبجايگذاشتهوبادرخواسترئيسجمهورقرقيزستانازروسيهبرايمداخلهنظاميجهتآرامسازيكشمكشهايقومي،بعدمهمبينالمللينيزپيداكردهاست. قرقيزستاننيزهمانندبسياريازكشورهايآسيايميانهدارايتركيبجمعيتچندقومياستكهدرآنشاخههايگوناگوننژادتركي (قرقيز،قزاق،ازبك) وغيرتركي (روسوتاجيك) دركناريكديگرزندگيميكنند. مادامكهسايهحكومتاتحادجماهيرشورويبرسراينكشورهابرقراربود،اقتدارسياسيونظاميازيكسووتبليغاتايدئولوژيكبرمحوريكسانياقواموقبايلبرمحوراتحادطبقاتكارگريازسويديگر،مانعبروزكشمكشهايقوميميشد. كشيدنمرزهاكهبيشترابتكارژوزفاستاليندومينرهبراتحادجماهيرشورويبودباعثشدتاتضادهاوكشمكشهايقوميميانمردمانآسيايميانهگسترشيابد. اينمرزهابهگونهايكشيدهشدكهخطوطقوميرادرهمنورددوهريكازواحدهايسياسيجديدراباتركيبقوميتهايگوناگونشكلبدهد. بدينترتيببودكهبراينمونهبخشهايمهمسرزمينهايفارسيزبانسمرقندوبخاراراكهاصولاًميبايستبخشاصليكشورفارسيزبانتاجيكستانباشند،دردرونازبكستانادغامكرد،وبخشيازمناطقازبكنشينرانيزدرتاجيكستانوبخشهايديگريرانيزدرقرقيزستانجايداد. درهفرقانهكهاصولاًمركززندگيفارسيزبانآسيايميانهبودازراهجابجاييجمعيتيوتقسيمآنميانكشورهايتاجيكستان،قرقيزستانوازبكستانبهكانونكشمكشهايقوميمياناينگروههاودولتهايمركزيوياميانخوداقوامآنتبديلشد. لبهدیگرمسألهبهناكاميسياستهايكشورهايمنطقه،بويژهتركيه،مربوطميشودكهازسالهايپسازفروپاشيشورويدرصددبودهاستبابعهدهگرفتننقشبرادربزرگتر،تماميگروههايقوميتركتبارآسيايميانهوقفقاز (ازبكها،قرقيزها،قزاقهاواهاليجمهوريآذربايجانراعليرغمپيشينهوتبارايرانيآنها) درچهارچوبايدئولوژيپانتركيسمبايكديگرمتحدسازد. تلاشهاينخستينتركيهبرايسازماندهينهادهايپانتركي،نظير"كنگرهبرادريودوستيمردمانتركتبار"وبرپايينشستهايسالانهاينكنگره،ثمرهچندانيبراياينكشورندادهاست. ازهمانآغاز،نخبگانسياسيكشورهايمذكورنسبتبهسياستهايدولتتركيهحساسيتنشاندادهوبجايپذيرشآرمانهايبرتروهمهجانبهپانتركي،بهتقويتهويتهايمحليوقوميدرچهارچوبدولتهايمستقلخودبرآمدهاند. بدينترتيبايدئولوژيپانازبكي،پانتركمني،پانقزاقيوپانقرقيزيجايپانتركيسمراگرفت. ازسويديگراينكشورهابجايرويآوردنبهتركيهبهعنوانمجرايارتباطباجهانغرب،خودبطورجدگانهباكشورهايبزرگهمانندآمريكاوياكشورهايخاورميانهاينظيراسرائيلرابطهبرقراركردند. استقرارپايگاههاينظاميآمريكادرازبكستانوقرقيزستانوروابطگستردهآمريكاواسرائيلبااينكشورهاونيزجمهوريآذربايجاننشانههمينناكارآمديسياستهايپانتركيدولتتركيهبودهاست. بدونشككشمكشهايخونينميانازبكهاوقرقيزهاكهتاكنونتلفاتجانيوماليفراوانبهبارآوردهاست؛آرمانبرادريوهمكاريوهمياريمياناقوامتركتبارراباناكاميمواجهساختهاست. گرچهمداخلهاحتماليروسيهبرايپاياندادنبهناآراميهاممكناستبطورموقتوكوتاهسودمندباشد،امابيگماندردرازمدتكارآيينخواهدداشت . تاجیکستان به عنوان یکی از مهمترین کشورهای منطقه آنهم به واسطه داشتن اکثریت فارسی زبان، یکی از مهمترین اهداف حملات پان ترک هاست. درحالیکهمادرایرانهنوزدراندیشهابتداییترینمسائلخودهستیم. پانترکیسمبهرهبریترکیهبهشتابفراواندرحالسرمایهگذاریدرجمهوریهایآسیایمیانهاست. بطوریکهاندیشه های ساختگی خود را حتیدرکشورپارسیزبانتاجیکستانبشدتتبلیغمیکنند. ششمدرسهترکیتاجیکبهمنظورگسترشاندیشهپانترکیسمباسرمایهیکشرکتخصوصیبنامشلالدرترکیهساختهشدهاستودانشآموزانفقیرتاجیکیبرایدستیابیبهخوراکوپوشاکبهتروادامهتحصیلبهخارج،برایرفتنبهاینمدرسههادستوپامیزنند. وقتیبهاینمدرسههامیروندباانبوهیازفرهنگهویتزدامواجهمیشوندکهآنهارابامیهنمادرومردمایرانبیگانهمیسازد . بهگزارشفارس،درسالگذشتهبهگونه‌ایغیرمنتظره،سفریكگروه 71 نفریازاستادانزبانفارسیتاجیكستانبهتهراندرحالیلغوشدكهتنهاچندساعتبهپروازآنانباقیماندهبود. "عبدالجباررحمان‌اف " وزیرمعارفتاجیكستانبههمراه "علیاصغرشعردوست " سفیرایراندراینكشور،پیشازسفراینهئیت 71 نفریباحضوردریككنفرانسمطبوعاتیدرمحلوزارتآموزشوپرورشتاجیكستان،برگزاریدورهدانشافزاییآموزشخطفارسیدرتهرانرامحصولتلاش‌هایمشتركنهادهایمربوطه 2 كشورودلیلیبرتقویتروابطآموزشیوفرهنگیمیاندوشنبهوتهراندانستند. امادرپیتوجیهاتغیرمنطقینمایندگانوزارتآموزشوپرورشتاجیكستانمبنیبروجودمشكلروادیدبرایبرخیازاعضایاینگروهكهبلافاصلهازطرفسفارتایرانتكذیبشد،بلاخرهاعلامشدكهدلیلاصلیلغوسفر،عدمانجامهماهنگی‌هایلازممیانوزارتمعارفتاجیكستانودولتاینكشوربودهاستكهاینتوجیههمنمیتواندقابلقبولباشد. اینحادثه،خاطراتلغوسفرگروه‌هایفرهنگیوآموزشیتاجیكستانبهایرانراساعاتیقبلازپروازوحتیپایپله‌هایهواپیماتداعیمی‌كندكههرگزبهتصادفیواتفاقیبودناینموضوعشباهتیندارد. بهعنواننمونه، 3 ماهپیشازآننیز،عزیمتیكگروه 30 نفرهازدانشجویانتاجیكبهتهرانجهتشركتدردورهایرانشناسیدرحالیلغوشدكهبرخیازاعضایاینگروهواردسالنپروازفرودگاهشدهبودند. پیشازآنسفرنیزسفیركشورماندرجمعدانشجویانواستادانتاجیكطیسخنانیباعالیارزیابیكردنسطحروابط 2 كشور،مسیرتوسعههمكاریمیانتهرانبادوشنبهراعاریازهرگونهمانعیدانستهبود،بیخبرازآنكهساعتیبعدچهاتفاقیرویخواهدداد. بنابرایندرموردبرخیازمسائلمحدودیت‌هاییایجادشدكهبهممنوعیتحجابدرمدارسودانشگاه‌ها،ممنوعیترفتندانشآموزانبهمساجد،ممنوعیتتدریسعلوماسلامیدرمنازل،ممنوعیتگذاشتنریشبرایافرادكمتراز 40 سالو ... نیزبهآنافزودهشد. اكنوننیزموضوعاتومتنسخنرانیهایامامانجمعهمساجدتاجیكستانازطرفمقاماتتعیینمی‌شوندوبهآناناعلامشدهكهبیشازانحقسخنرانیندارند. پس به وضوح مشاهده می شود که جریانات تندرو اسلامی وتنروهای قومی از زوایای مختلف در حال یورش به جامعه مسلمانان آسیای میانه هستند. چندماهپیشبهتوصیهرئیسجمهورتاجیكستانروندبازگشتدانشجویانتاجیكازمدارسومراكزآموزشیكشورهایاسلامینظیرمصر،عربستان،ایران،پاكستان،سودانوتركیهآغازشد. بهایندلیلكهتعدادقابلتوجهیازایندانشجویانتاجیكبهطورغیررسمیوبدونكسبموافقتدوشنبهدرمدارسمختلفایرانحضورداشتند،تهرانازاینموضوعاستقبالكردودرمدتزماننسبتاكوتاهیتعدادبیشاز 200 نفرازنوجوانانوجوانانتاجیكبهوطنشانبازگشتند. امااینپایانكارنبود.بلكهاز 2 ماهقبل،وزارتآموزشوپرورشتاجیكستانازسفارتكشورمانخواستتاادامهتحصیلدانشآموزانتاجیكدرمدرسهوابستهبهاینسفارتراممنوعكند. درهمینحال،درخواستطرفایرانیبرایادامهتحصیلایندانشجویانتاپایانسالتحصیلیموردقبولقرارنگرفت (در این زمینه نیز به خبرگزاری فارس مراجعه کنید). اما کشور دیگری که در این منطقه دچار بحران ناشی از فعالیت¬های پان ترک هاست، افغانستان می باشد؛ کشوری که از هزاره¬ها، ازبکها، تاجیک¬ها، بلوچ¬ها، پشتون¬ها، ترکمن ها و قزل باش¬هاست. خشونت پان ترکها به قدری در این مناطق بالاست که اهالی تاجیک این کشور، ازبک ها را وحشی-تر از پان افغان¬ها می¬دانند. سرزمینافغانستانیکیازمناطقیاستکهدریکصدسالاخیرشاهدرواجانواعبینشهایسیاسیبودهاستوجالبترآنکهطرفدارانهریکازاینعقایددرصددتحمیلآمالوآرزوهایخودبرتماممردمافغانستانبودهاند. افغانستاندریکقرناخیرصحنه¬هایمتضادیچونتجددطلبیامان¬اللهشاه،سنت-گراییمحمدنادرشاه،مشروطهخواهیمحمدظاهرشاه،قومگراییداوودخان،کمونیستدورهاحزابخلقوپرچم،اسلامگراییمجاهدینوبالاخرهفرقهگراییمتعصبانهطالبانرابهخوددیدهاست. یکیازاندیشه-هایسیاسیکهبهویژهپسازسقوطاتحادجماهیرشورویسعیکردهاستدرسرتاسرآسیایمرکزیوازجملهدرافغانستانجایپاییبرایخودبازنماید،پانترکیسماست. اما بحران این کشور به شدت از فعالیت های ترکیه متاثر است. دربرههبعدازسقوططالبان،ترکیهدرصددبودهباپیگیریسیاستهایذیلدرافغانستانبعدازطالبان،قدرترابهدستگرفتهوبهگسترشپانترکیسمدراینمنطقهکمکنماید: الف: ترکیهازبدوسقوططالبانتلاشکردهاستتاباروندبهوجودآمدهپسازکنفرانسبنهمکاریکندودراینراستابودهاستکهترکیهمناسباتصمیمانهونزدیکیبادولتموقتوپسازآندولتانتقالیافغانستانبرقرارکردهودربازسازیافغانستانوهمچنینبرقراریامنیتدراینکشورفعالانهمشارکتکردهاست. ترکیهسهمعمدهایدرنیروهایائتلافبینالمللیمستقردرافغانستان (ایساف) داشتهوحتیمدتیفرماندهیایننیروهاراعهدهداربودهاست.همینموضوعکمکزیادیبهنفوذترکیهدرافغانستانمینماید،اینامرباتوجهبهپیشینهتاریخیهمکهترکیهدرافغانستانداردوبرعکسکشورهاییهمچونانگلیس،روسیه،عربستانوپاکستانسابقهمنفیدرذهنیتتاریخیمردمافغانستانندارد،میتواندمنجربهقدرتگرفتنتدریجیترکیهدرصحنهسیاسیافغانستانگردد. ب: ترکیههمچنانازژنرالدوستموحزبوییعنیجنبشملیاسلامیشمالکهنمایندگیازبکهارابهعهدهدارد،حمایتکردهوسعیمیکندتامحدودهقلمروقدرتازبکهارادرشمالافغانستانگسترشدادهوبدینترتیبمقدماترسیدندوستمبهآرزویدیرینهاشیعنیتشکیلدولتخودمختارازبکیدرشمالافغانستانرافراهمکند. پ: ترکیهعلاوهبرحمایتوسیعازازبکهادرصددبرقراریرابطهنزدیکباهزارههااست،دراینمیانهزاره-هابنابهنظراکثریتمحققینریشهنژادیمغولیدارندوبهریشهمغولیخودافتخارمی-کنندکهاینمسئلهمیتواندبهنیتترکیهدربرقراریمناسباتنزدیکباهزارههاکمککند،بهویژهازاینجهتکههزاره-هادرتاریخمعاصرافغانستاندرگیریهایجدیوشدیدیباتاجیک¬ها (دورهحبیباللهکلکانیواحمدشاهمسعود) وپشتون¬ها (دورهعبدالرحیمخانوطالبان) داشتهاند،اماخصومتچندانیباازبک-هانداشتهوحتیبعضامناسباتدوستانهباآنهاداشتهوباهمدرمسایلمختلفسیاسیمتحدبودهاندکهاینموضوعهمباتوجهبهنزدیکیازبک¬هاوترکیه،ایجادمناسباتگرموصمیمیبینترکیهوهزاره¬هاراتقویتمیکند. البتهمانعجدیکهبرسرترویجپانترکیسمبینهزاره¬هاوجودداردفرهنگکاملاایرانیآنهانیست،هزاره-هاکهفارسیزبانوشیعهمذهبهستندودربیستسالگذشتههمنزدیکترینروابطراباایرانداشته-اندبهسهولتتحتتأثیرپانترکیسمقرارنمی¬گیرند،گرچهمناسباتنزدیکیباترکیهداشتهوحتیازترکیهکمک-هاییهمدریافتکردهاند . حتی خبرگزاری خاورمیانه به عنوان یک سایت تحلیلی افغان نیز از تلاش ترکیه برای مداخله در افغانستان در قالب ناتو سخن گفته و معتقد است جریان های قومی از سوی ترکیه و جریانات اسلام وهابی از سوی عربستان در حال رخنه به افغانستان هستند. البته ترکیه با تحریک هزاره¬ها که تبار مغول و زبان فارسی دارند نیز می کوشد تا سیاست سادات¬ستیزی را در افغانستان ترویج دهد. آنها نژاد عربی سادات و شیعی بودن آنها را وجه اختلاف دانسته و به دنبال ترویج درگیری درونی رد منطقه برای تضعیف پارسی زبانان هستند. یکی از بهترین نمونه های این تحریکات کتاب «بگذارنفسبکشم»اثرعزیزرویش است که سرشار از جنون سادات ستیزی است . با این تفاسیر کاملا مشهود است که ترک های آسیای میانه با اینکه به صورت کامل بر منطقه مسلط نیستند، اما ادعای ارضی فراوانی داشته و همواره با درگیری و کینه توزی شدید با دیگر اقوام برخورد می کنند. البته سیاست ترکیه در منطقه نسبت به آناتولی و قفقاز، آرامتر است. در نتیجه احتمال رشد زیربنایی این اندیشه در آسیای میانه نیز افزایش خواهد یافت. به هر حال پان ترکیسم در این منطقه نیز نتیجه ای جز خشونت و درگیری نداشته است.   جمع بندی پس از مرور رفتار جریانات قومیت گرای پان¬ترکی در سطح منطقه¬ای می¬توان این گونه نتیجه-گیری نمود که تمامی این مناطق جغرافیایی نه تنها سرشار از تنوع قومی، زبانی و مذهبی هستند، بلکه همگی از توسعه اقتصادی و مدنی پایینی برخوردارند. این عقب ماندگی سبب شده تا دلیل آن را در رقابت قومی و یا دشمنی دیگر جریانات تصور کنند. در نتیجه¬ی این ذهنیت که تنوع قومی و زبانی را دشمن ذاتی توسعه می داند، تلاش برای از میان بردن رقبا آغاز شد. این رقابت قومی بواسطه فقدان توسعه مدنی و قوانین مناسب به سوی خشونت و درگیری سوق پیدا کرد. مداخلات قدرت های بزرگ مانند شوروی سابق در تقسیم بندی ها و ترسیم مرزهای مناطق فوق نیز بر شدت درگیری ها افزود. به بیان دیگر به راحتی می توان فعالیت تندروهای قومی ترک را در تمامی مناطق مذکور تحت مباحث عدم توسعه یافتگی مورد بازخوانی قرار داد.   منابع

نظرات


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی